عرفان

عرفان

بزرگاني چون شجريان همچنان به عنوان مناديان هنر ناب ايراني در ايران و فراسوي مرزها زبان ادبيات كلاسيك ايراني و فرهنگ ارزشمند آن هستند . اما با اين حال كمتر كسي است كه با كارهاي شجريان آشنا باشد و نداند كه زماني كه وي به دريافت جايزه يونسكو نائل شد كمترين بازتاب را در رسانه ها داشتيم.

لذا ارزش نهادن به شخصيت و آثار هنرمنداني چون شجريان صرفا به معناي جانبداري احساس گونه نسبت به آنان نيست آنچنان كه چندي پيش در مطبوعات بحث شجريان زدگي به عنوان بحث روز موسيقي سنتي مطرح بود .حال آنكه اين ارزش گذاري نه تنها حمايت از موسيقي سنتي كه موسيقي هويت ماست مي باشد بلكه خود بررسي و نقد تاريخ موسيقي سنتي را نيز به همراه دارد.

به
عنوان مثال ستايش و قدرداني از هنرمندي چون شجريان به علت آثار بي نظير و ماندگار وي در كنار توانايي علمي در اجراي رديف و موسيقي دستگاهي مركب خواني استفاده از پرده هاي مختلف صدايي انتخاب مناسب شعراستفاده بجا از تحريرو ساير برتري هايي است كه وي را از ساير خوانندگان جدا مي‌سازد. مسلما در آثار هنرمنداني چون كسايي، لطفي، عليزاده، ذوالفنون، پايور،فرهنگ شريف ،مشكاتيان و... نيز در عرصه نوازندگي اين گونه است.

بنابراين تاكيد بيش از حد بر شخصيت و آثار آهنگ هاي جديد اين هنرمندان آشنايي و احساس قرابت و توجه خاص مردم به موسيقي سنتي مي‌باشد. چرا كه اين موسيقي نماد هويت ايراني ما است. لذا در كنار موسيقي هاي رايج و روزمره مسلما توجه به موسيقي سنتي بدون توجه به مناديان آن نمي تواند تاثير گذار و موثر باشد.

اما مشكل ديگر كه مانع بزرگي بر سر راه رشد و تعاي موسيقي سنتي مي باشد توجه روز افزون به موسيقي پاپ و اخيرا پاپ سنتي بدون در نظر گرفتن تلفيق مناسب شعر و موسيقي و هويت آن مي باشد. زيرا در اين نوع موسيقي آن قدري كه بر كميت و جذابيت اثر تاكيد مي شود بر ارزش هنري و كيفيت آن تاكيد صورت نمي گيرد، به صورتي كه اين شيوه در خلق آثار موسيقي سنتي نيز تاثير گذارده است تا آنجا كه در برخي از آثار مشخص نيست كه موسيقي سنتي است يا پاپ. لذا شالوده و بن مايه اثر بدون در نظر گرفتن هويتي مشخص كه بر مبناي تئوري موسيقي و يا موسيقي دستگاهي مي باشد مبهم و مورد سوال است.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۷ فروردين ۱۳۹۹ساعت ۰۲:۳۱:۵۶ توسط فريبا| نظرات (0)

[ ۱ ]

آخرين مطالب
» نقد موسيقي سنتي ايران


 Design By : Pichak